آریاساسول قطبنمای عسلویه
- شناسه خبر: 23139
- تاریخ و زمان ارسال: 23 بهمن 1404 ساعت 16:03
- بازدید : 133
- نویسنده: عسلویه آنلاین
به گزارش عسلویه آنلاین؛ اردیبهشتماه ۱۴۰۱ بود که سکان هدایت آریاساسول را به دست گرفت. از همان روز، حرفش را صریح زد: «توسعه» بدون «پیشبینیپذیری» شدنی نیست. حالا سه سال بعد، دوباره از «اصلاح فرمول قیمتگذاری یوتیلیتی» میگوید. جملهای فنی که اگر پوستاندازیاش بکنید، به یک هسته ساده اما طلایی میرسید: بگذارید فردایمان را بدانیم.
مدیر یک کارخانه بزرگ پتروشیمی را تصور کنید که نمیداند ماه بعد قبض برق و بخار و آبی که مصرف میکند با چه نرخی حساب خواهد شد. این را بگذارید کنار تصمیمگیری برای سرمایهگذاری روی یک واحد جدید پلیاتیلن. نتیجه میشود شرطبندی، نه برنامهریزی. و صنعت با شرطبندی پیش نمیرود.
حیدرزاده تخفیف نمیخواهد. التماس معافیت هم در کار نیست. او فقط میگوید فرمول را روی کاغذ بیاورید، شفافش کنید، بگویید تا سه سال دیگر قیمت بخار چه جوری حساب میشود. بقیهاش با من!
حرفش را که میشنوید، بیاختیار یاد بزرگترین مدیران صنعت جهان میافتید. امین الناصر در آرامکو، وقتی از تقاضای پایدار نفت میگوید، بر «چشمانداز بلندمدت» تأکید دارد. میلان نِدِلیکوویچ، مدیرعامل بامو که از مهندسی تولید به ریاست رسیده، تمام استراتژی خود را بر «پیشبینیپذیری زنجیره تأمین» بنا کرده است. مدیران شل و انی و توتالانرژیها هم وقتی از سرمایهگذاری صحبت میکنند، دقیقاً همین را میگویند: بگذارید قواعد بازی را بدانیم.
آنها در ظهران و مونیخ و لندن مینشینند، حیدرزاده در عسلویه. اما ایدههایش هیچ فرقی با ایدههای اتاقهای شیشهای غولهای نفتی و خودروسازی جهان ندارد.
و جذابیت ماجرا اینجاست که این حرف را کسی میزند که کارنامهاش از «شدن» پُر است.
شرکت پلیمر آریاساسول سالانه یک میلیون و صد هزار تن اتیلن در واحد الفین تولید میکند. سیصد و هفتاد و پنج هزار تن پلیاتیلن سبک با ۹ گرید تحت لیسانس استامیکربن هلند، و سیصد و هفتاد و پنج هزار تن پلیاتیلن سنگین با ۱۰ گرید تحت لیسانس بازل آلمان. محصولاتی که از بطریهای پلاستیکی و باک خودرو گرفته تا لولههای آبیاری و بشکههای صنعتی را پوشش میدهند.
اما حیدرزاده به همین ظرفیت اسمی قانع نشد. پارسال، تولید شرکت را به یک میلیون و ۹۶۳ هزار تن رساند؛ رکوردی تاریخی که با همان تجهیزات موجود و بدون اضافه شدن حتی یک کوره جدید به دست آمد. در واحد پلیاتیلن سبک با ظرفیت اسمی ۳۷۵ هزار تن، ۴۰۲ هزار تن تولید ثبت کرد؛ رکوردی که خودش میگوید در هیچ واحد پلیمری در دنیا سابقه نداشته است.
بازار صادراتی را از ۱۶ کشور به ۳۲ کشور گسترش داد. نام ایران را به آمریکای جنوبی برد و مشتریان اروپایی را به خلیج فارس برگرداند.
اما شاید مهمترین برگ کارنامهاش، گرید LEC 1969 باشد. پلیاتیلن سبکی با کاربری اکستروژن کوتینگ؛ همان پوشش داخلی لیوانهای کاغذی، بستهبندیهای تتراپک، سرنگهای یکبار مصرف و ساشههای مواد غذایی. پیش از این، تنها دو شرکت در جهان – سابک عربستان و داو کمیکال آمریکا – این فناوری را در اختیار داشتند. آریاساسول سومین شد.
تولید این گرید، سالانه ۲۰ میلیون دلار از خروج ارز جلوگیری کرد. عددی که در روزهای تحریم، یعنی نفس کشیدن صنعت.
حالا سهامداران به او اعتماد کردهاند. افزایش سرمایه ۱۵۰ درصدی از محل سود انباشته، رأیاعتمادی است که مجمع عمومی به مدیر جوان داده است. یعنی سهامداران گفتهاند پولمان را بیرون نمیکشیم، پیش تو بماند برای توسعه.
وزیر نفت او را «نماد موفقیت یک تیم جوان و باانگیزه» خوانده. یونسکو هم به خاطر اقدامات محیطزیستی و اجتماعی، جایزه داده.
حالا این مدیر جوان از حاکمیت یک چیز میخواهد: فرمول شفاف برای قیمت یوتیلیتی.
نه بخشنامه ویژه، نه امتیاز، نه استثنا. فقط یک رابطه ریاضی شفاف و باثبات که بتواند برای سه سال آینده هزینههایش را پیشبینی کند. همان چیزی که امین الناصر در قراردادهای بلندمدت آرامکو دارد، همان چیزی که میلان نِدِلیکوویچ برای برنامهریزی تولید بامو به آن تکیه میکند.
بقیهاش را خودش بلد است. رکورد تولید و صادرات و دانشبنیان و مسئولیت اجتماعی را در کارنامه دارد.
اصلاح فرمول قیمتگذاری یوتیلیتی، فقط یک تغییر در نرخها نیست. پیام روشنی است که حاکمیت به نسلی از مدیران میدهد که جزیرهای فکر نمیکنند، جهانی میبینند. آنها ثابت کردهاند با تحریم و تنگنا هم میشود رکورد زد، از مرزهای دانش عبور کرد و نام ایران را به بازارهای دور رساند. حالا نوبت حاکمیت است که نشان دهد برای «پیشبینیپذیری» به اندازه «تولید» ارزش قائل است.
محمدرضا حیدرزاده و تیمش در آریاساسول سه سال است که هر روز این را ثابت میکنند: اگر افق روشن باشد، از دل فرسودگی هم میشود معجزه ساخت. اگر فرمول شفاف باشد، از پس تحریم و تورم هم میشود توسعه را پیش برد.
قطبنما را که دستشان بدهید، خودشان راه افتخار را پیدا میکنند. این را دیگر همه باور کردهاند.
**یادداشت از ندا تکین

